با سلام
تا کنون فکر کرده اید که چرا برخی از بزرگان در زمان های قدیم از دین اسلام آسیب دیده و خود را بی نیاز از آن می دانستند ؟
این موضوع را با مثالی برایتان روشن می کنم.
اگه شخصی نتواند شطرنج را به خوبی بازی کند می تواند بعد از باخت تمام تقصیر ها را بر سر قوانین شطرنج بریزد و آن ها را ناقص شمارد و خود او مرجع این بازی شود ؟
یا کسی که نمی تواند به درستی از زبان خویش استفاده کند و یا بی ادبانه سخن کند می تواند بر قواعد زبان ایراد گیرد و یا این که کوتاهی از خود اوست ؟
همان طور که می دانید دین اسلام آخرین دین الهی و به دست بهترین انسان هر دو عالم پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آل ) به دست ما رسیده است .
پیامبر ما به دلیل معصومیتشان دین اسلام را به طور کامل از فرشته ی وحی گرفته و آن را تمام و کمال به انسان رسانده اند.
خب بس چه چیزی باعث آسیب دیدن برخی انسان ها از این دین می باشد ؟
نوشته ی زیر را بخوانید:
آیا می دانید : محمد ابن زکریای رازی دانشمند قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانین اسلامی به صورت کاملا علنی انسان ها را از پیامبری محمد (صلی اله علیه و اله) بی نیاز دانست . وی می گوید : «عقل بزرگترین موهبت خداوند است و به مدد آن می توانیم در این دنیا و آن دنیا سعادتمند شویم و به راهنمایی خِرَد از وجود انبیا مستغنی هستیم .»
شاید باعث تعجب باشد که این سخنان از دانشمندی ایرانی و مسلمان به زبان آمده است . من این متن را به بسیاری از دوستان و نزدیکانم نشان دادم و آنان نیز بسیار متعجب شدند و احتمال من این است که کسی به تاریخ این متن توجه چندانی ندارد.لطفا متن را دوباره بخوانید . و به تاریخ آن نیز توجه کنید.
همان طور که مشاهده کردید این رویداد در قرن سوم پس از پیامبر می باشد که دنیا از وجود مبارکشان بی بهره می باشند . و همچنین به گواهی تاریخ این زمان ، زمانی است که امامان بزرگوارمان نیز در شرایط خفگان می باشند . و مردم نیز از مکاتبه و مصاحبه با آن ها نیز کم توانند .
این زمان به خلفای اموی (لعنت خدا بر آنان باد ) باز می گردد . در این دوره ها حدیث های زیادی جلع و امامان ما مورد آزار آنان واقع می شدند . قوانینی به اسم دین و شریعت به مردم تحمیل می شد .
همان طور که می دانید یزید برای عوام فریبی شراب را بسم الله شروع می کرد و نمازش نیز قضا نمی شد . این جز عقب ماندگی اعراب بیابان گرد و بی فرهنگ بیانگر چیز دیگر نمی باشد و ناراضیان از دین در اصل ناراضیان از شیاطینی که در راس آنان بنی امیه بود و در لباس دین داری ظاهر و اظهار دین داری می کردند و به اسم دین هر کار ناشایستی را انجام می دادند.
هم اکنون می توان نتیجه گرفت که اگر ما از چیز بر حقی خوشمان نیاید و یا از آن ناراضی باشیم ، یا خودمان بر حق نیستیم و یا آن را به گونه ای نا مطلوب به ما معرفی کرده اند .
بر ایرانی و پارسی بودن خود افتخار کنید .
نظرات شما عزیزان: