درود بر پارسی زبانان
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»

 

خزروان

خَزَروان پهلوانی از لشکر افراسیاب است که زال او را با ضربه ی گرز کشت.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, :: 20:17 :: توسط : The M.F

 

جهن

جَهن پسر چهارم افراسیاب شاه توران است. کی‌خسرو شاه ایران جهن را اسیر کرد و پس از کشتن افراسیاب به کین سیاوش، پادشاهی توران را به او داد.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, :: 20:16 :: توسط : The M.F

 

جندل

جَندَل یکی از نزدیکان فریدون است. فریدون به او فرمان داد که گرد جهان جستجو کند و از نژاد شاهان سه دختر که شایسته ی  ازدواج با سه پسر اویند بگزیند. جندل پژوهش کنان به یمن رسید و دختران شاه یمن را پسندید.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, :: 20:15 :: توسط : The M.F

 

جریره

در شاهنامه دختر پیران، همسر سیاوش و مادر فرود است.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, :: 20:15 :: توسط : The M.F

 

تژاو

تژاو در شاهنامه پهلوانی تورانی و داماد افراسیاب شاه توران است. در اولین جنگی که به کین خواهی سیاوش درگرفت گیو او را زنده به کمند گرفت و به کین برادرش بهرام کشت.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 28 شهريور 1390برچسب:, :: 20:14 :: توسط : The M.F

 

زو

زَو پسر طهماسب، از پادشاهان پیشدادی ایران است. در شاهنامه پس از کشته شدن نوذر، ایرانیان او را به شاهی برگزیدند. او پنج سال پادشاهی کرد و پس از مرگ وی، پسرش گرشاسب به جای او شاه ایران شد.

در اوستا فقط یک بار نام این پدر و پسر آمده است.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 25 شهريور 1390برچسب:, :: 20:7 :: توسط : The M.F

 

طهمورث

طهمورث یا تهمورث یا تهمورس از شخصیت‌های اساطیری ایرانی است. وی از پادشاهان پیشدادی و در شاهنامه پسر هوشنگ به شمار می‌آید.

در اوستا

صورت اوستایی نام طهمورث تخمو اوروپَ است. جز اول این نام همان است که در فارسی تهم شده‌است و در ترکیباتی چون تهمتن دیده می‌شود. معنی جزء دوم دقیق معلوم نیست در اوستا طهمورث مزین به صفت «زیناوند» (مسلح) است. مطابق اوستا وی بر هفت کشور فرمانروایی داشت و سی‌ سال بر اهریمن سوار بود. در رام یشت بندهای ۱۱ تا ۱۳ ذکر او رفته‌است. در این بندها طهمورث از ایزد اندروای طلب پیروزی بر دیوان و مردمان دروند و همه ی جادوان و پریان و درآوردن اهریمن به پیکر اسبی و سواری بر او را می‌کند و ایزد اندروای وی را کامیابی می‌بخشد. همچنین در زامیاد یشت، بندهای ۲۸ و ۲۹، و یشت ۳۲، بند ۲، ذکر طهمورث رفته‌است.

در متنهای فارسی میانه

صورت پهلوی نام طهمورث تخمورب است که به صورت اوستایی آن بسیار نزدیک است. نسب طهمورث در متنهای پهلوی با نسب طهمورث در شاهنامه متفاوت است. برای نمونه در بندهشن بزرگ میان طهمورث و هوشنگ دو تن فاصله است: طهمورث پسر ویونگهان پسر انگهت پسر هوشنگ.

روایت سواری بر اهریمن در متون پهلوی به تفصیل بیشتری آمده‌است. خلاصه ی داستان این است که طهمورث سی‌سال از اهریمن سواری می‌گرفت. تا اینکه اهریمن همسر طهمورث را به‌وعده فریفت و از او این اطلاع را کسب کرد که در سراشیبی البرز کوه بر طهمورث که سوار بر اهریمن است ترس مستولی می‌شود. اهریمن در مقابل این خدمت زن به وی دو چیز بداد: یکی دشتان بد و دیگری کرم ابریشم. پس اهریمن طهمورث را در آنجا زمین زد و بلعید. بعدها جمشید طهمورث را از شکم اهریمن بیرون کشیده و در استودان دفن کرد.

در شاهنامه

در شاهنامه از وی با لقب دیوبند (/دییوْبَنْد/ ) یاد می‌شود و پسر هوشنگ است. لقب دیوبند یادآور چیرگی او بر دیوان و جادوان است که در متون کهن‌تر هم به آن اشاره شده‌است. طهمورث در ابتدای پادشاهی هدفش را شستن جهان از بدیها، کوته کردن دست دیوان از هر جا و آشکار کردن چیزهای سودمند در جهان اعلام داشت. چیدن پشمِ بُز و رشتن آن از آموزه‌های طهمورث برای مردمان بود وی همچنین مردم را به ستایش جهان‌آفرین تشویق کرد. با راهنمایی‌های شَهْرَسْپ، دستور خردمند طهمورث، شاه از بدیها پالوده گشت و از او فره ی ایزدی تابید.

به چیرگی طهمورث بر اهریمن در شاهنامه هم اشاره شده‌است. پس از تابیدن فره ی ایزدی از طهمورث، او رفت و اهریمن را به افسون ببست و بر وی زین نهاد و زمان‌تا‌زمان سوار بر وی گرد گیتی می‌تاخت. دیوان چون چنین دیدند به جنگ شاه برخاستند. طهمورث دو بهره از ایشان را به افسون ببست و باقی را با گرز گران تارومار کرد. چون ایشان را به بند کشید، دیوان به وی گفتند که اگر ما را رهایی بخشی تو را هنری یاد خواهیم داد که تا این زمان نشناخته باشی و آن هنر نبشتن بود :

کی نامور دادشان زینهار

بدان تا نهانی کنند آشکار

چو آزاد گشتند از بند او

بجستند به ناچار پیوند او

نبشتن به خسرو بیاموختند

دلش را به دانش برافروختند

نبشتن یکی نه که نزدیکِ سی

چه رومی چه تازی و چه پارسی

چه هندی چه چینی و چه پهلوی

نگاریدن آن کجا بشنوی

طهمورث سی سال پس از این واقعه بزیست. این یادآور سی سال چیرگی طهمورث بر اهریمن (در متون کهن‌تر) است. در شاهنامه به چگونگی مرگ طهمورث اشاره‌ای نشده‌است. پس از وی جمشید، پسرش، به پادشاهی رسید.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 25 شهريور 1390برچسب:, :: 20:5 :: توسط : The M.F

 

رستم پسر زال

رستم نام آورترین چهره ی اسطوره‌ای در شاهنامه و به تبع آن برترین چهره ی اسطوره‌ای ایران است. او فرزند زال و رودابه وتبار پدری رستم به گرشاسپ (پهلوان اسطوره‌ای و چهره ی برتر اوستا) میرسیده. رستم به دست شغاد (برادرش) کشته شد.

رستم در شاهنامه

رستم در شاهنامه هر کاری می‌کند ولی با این همه ما او را به عنوان انسان می‌شناسیم چه که او هم واله می‌شود، گناه می‌کند. برخی معتقدند رستم زاییده خامه ی توانای فردوسی آن رستم سکزی راستین نیست. ایرانی است در بردارنده ی قهرمانیهای نیایش گرشاسپ و تواناییهای چامه‌ای فردوسی و نیاز مردم ایران به چنین اسطوره ی زنده و دیرپایی.

مهم‌ترین حوادث و اقدامات رستم که در شاهنامه به نظم آمده عبارت است از:

    * کشتن پیل سپید

    * نجات دادن کیکاووس و سایر پهلوانان در بند دیو سپید درمازندران با گذشتن از هفت خوان

    * نجات کاووس از بند شاه هاماوران

    * بیرون راندن افراسیاب از ایران که در غیبت کاوس به ایران تاخته و آن را مسخر ساخته بود

    * جنگ با سهراب

    * پرورش سیاوش پسر کاووس

    * خونخواهی سیاوش و تاختن به توران

    * نجات بیژن پسر گیو از چاه افراسیاب.

    * کشتن اسفندیار

    * پرورش بهمن پسر اسفندیار

 

رستم در دیگر منظومه‌های حماسی

کارهای دیگر رستم بنا به سایر منظومه‌های حماسی

    * فتح دژ سپندکوه

    * جنگ با برزو

    * جنگ با جهانگیر پسر خود


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 20 شهريور 1390برچسب:, :: 20:5 :: توسط : The M.F

 

کیومرث

یا گیومرث در فارسی، گیومرت یا گیومرد در پهلوی، گَیومَرَتَن در اوستایی نام نخستین نمونه انسان در جهانشناسی اساطیری مَزدَیَسنیان و نخستین شاه در شاهنامه است.

گیومرث در زبان اوستایی از دو جز گَیو (به معنی زندگانی) و مَرَتَن (به معنی میرنده یا فناپذیر) تشکیل یافته است.

کیومرث در اوستا

گویا در یکی از نسکهای مفقود اوستا(ی ساسانی) به نام «چهرداد» سرگذشت کیومرث به تفصیل آمده بود. خوشبختانه خلاصه ی این نسک در کتاب پهلوی دینکرد آمده است. گیومرث در اوستا با صفت «نخست‌اندیش» آمده است زیرا نخستین کس است که پیام اهورامزدا را دریافت کرد.

گیومرث در متون فارسی میانه

در متون پهلوی آمده است که هرمزد کیومرث را در گاهنبار ششم (ششمین و آخرین دوره ی  آفرینش) آفرید و این آفرینش هفتاد روز به طول انجامید. بلندای کیومرث شش نای، و درازا و پهنای او به یک اندازه بود. کیومرث به مدت سه‌هزارسال پس از خلقت بی‌حرکت بود و وظایف دینی انجام نمی‌داد ولی به آن می‌اندیشید. تا اینکه اهریمن به همراهی دیوان بر جهان تاخت از آن پس کیومرث فناپذیر شد و پس از آن تازش به مدت سی‌سال بزیست. چون کیومرث مرد بر سمت چپ افتاد و نطفه ی  او بر زمین ریخت. ایزد نریوسنگ نگهبانی دوسوم آن و سپندارمذ نگهداری یک‌سوم آن را بر عهده گرفت. از نطفه ی  کیومرث نخستین جفت مردمان به صورت دو شاخه ریواس روییدند. نام این جفت به صورتهای مختلف آمده است: «مشی و مشیانه»، «مشیگ و مشیانگ»، «مرد و مردانه» و .... تمام مردم از فرزندان مشیگ و مشیانگ هستند.

شادروان مهرداد بهار (پژ ص ۴۹) اظهار داشته‌است که اسطوره ی  کیومرث اسطوره‌ای جدیدتر است و به پس از کشف فلزات بازمی‌گردد و در اسطوره ی  کهن‌تر (مربوط به اقوام هندوایرانی) جم و خواهرش نخستین زوج مردمان بشمار می‌آمدند.

هرچند در متون پهلوی تکیه بر نخستین‌انسان‌بودن گیومرث است ولی اشاره به پادشاهی او نیز شده است. برای نمونه در دینکرد به او لقب «گرشاه» به معنی شاه کوهستان داده‌ شده است.

گیومرث در شاهنامه

گیومرث در شاهنامه نخستین پادشاه دانسته‌ شده‌است که سی سال شهریاری جهان را بر عهده‌ داشت. در شاهنامه نیز مانند متون پهلوی به کوه‌نشینی کیومرث اشاره شده است:

که چون نو شد او بر جهان کدخدای

نخستین به کوه‌اندرون ساخت جای

به علاوه او کسی‌است که پلنگینه (به معنی کلی‌تر پوست جانوران) بر تن می‌کند و کشاورزی هم در زمان شهریاری او آغاز می‌شود:

سر بخت و تختش برآمد به کوه

پلنگینه پوشید خود با گروه ...

ازو اندر آمد همی ‌پرورش

که پوشیدنی نو بُد و نو خورش

از بعد از شاهنامه دیگر چندان نامی از کیومرث در ادبیات فارسی نمی‌بینیم. کیومرث هرگز به شهرت شهریاران بزرگ بعدی چون جمشید و فریدون نرسید.

در شاهنامه کیومرث فرزندی دارد سیامک نام، که به دست فرزند اهریمن (در زمان حیات کیومرث) کشته می‌شود.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 شهريور 1390برچسب:, :: 20:4 :: توسط : The M.F

 

تور

تور بر پایه اسطوره‌های ایرانزمین دوم پسر از سه پسر فریدون و شاه توران بود. او به همدستی برادر بزرگ‌ترش سلم بر کوچک‌ترین برادرشان ایرج شوریدند و او را کشتند.

همانگونه که گفته شد تور نخستین شاه و پدید آورنده سرزمین توران بود.معنای واژه تور را در پارسی دلیر و پهلوان گفته اند. تور را گاهی تورج نیز گفته اند.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, :: 20:3 :: توسط : The M.F
درباره تارنما
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و درود فراوان. این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم. در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند . چو ایران نباشد تن من مباد . The M.F
واپسین پست ها
نگارندگان
دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا تارنمای این جانب را را با عنوان کوروش کبیر «پیامبر الهی» به آدرس the-great-cyrus.mihanblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 93
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 209
بازدید ماه : 209
بازدید کل : 5297
تعداد مطالب : 179
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1