درود بر پارسی زبانان
جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر .«امام خمینی (ره)»

 

یوم الله 22 بهمن

امام امت قدس سره از 22 بهمن همچون 15 خرداد، 17 شهریور، 12 فروردین و ... به عنوان «ایام الله » یاد کردند. و درباره چنین ایامی فرمودند: «بر ملت شریف ماست که این ایام الله را - که هدیه هایی از عالم غیب ربوبی است - با جان و دل حفظ و با چنگ و دندان نگهداری کنند» . (1)

علامه طباطبایی در تفسیر گران قدر المیزان می نویسند: «با این که تمام روزها و تمام چیزها از آن خدای متعال است، ولی اختصاص دادن روزهایی به نام «ایام الله » یا یوم الله به خاطر آن است که فرمان و امر خدا در آن روزها چنان آشکار است که برای فرمان جز خدا، هیچ گونه ظهوری باقی نمی ماند، ایام الله زمان ها و شرایطی است که فرمان خدا و آیات و نشانه های وحدانیت و سلطه الهی آشکار شده، یا می شود; مثل روز مرگ که قدرت و سلطه «آخرت » در آن روز آشکار می شود و اسباب دنیوی از تاثیر می افتد، یا روز «قیامت » که هیچ کس برای دیگری مالک هیچ چیز نیست، و در آن روز فرمان از آن خداست. یا مثل ایامی که خداوند در آن ها قوم «نوح » ، «عاد» و «ثمود» را به هلاکت رسانده، که در امثال این گونه روزها، قهر و غلبه الهی آشکار شده و معلوم می گردد که تمامی عزت متعلق به خدا است.

ممکن است که منظور از ایام الله ایامی باشد که نعمت های خدای متعال آشکار است; مثل روز خروج نوح و اصحابش از کشتی با سلام و سلامتی و برکت های الهی یا روز نجات دادن ابراهیم از آتش یا غیر این ها ... از حوادث و ایامی که جز به خدا نمی توان به دیگری نسبت داد، این ها روزهای خاص خدائی (ایام الله) است ...» . (2)

پس ایام الله روزهای بزرگ و تاریخی و سرنوشت سازی است که در تاریخ یک ملت یا در سرنوشت یک نسل یا کلا در سرگذشت «انسان » پیش می آید.

گاهی به صورت نعمتی بزرگ و گاهی به صورت عذابی عظیم و دردناک که حتی منجر به زوال یک ملت گشته و نام «عذاب استیصال » به خود می گیرد.

علامه طباطبایی رحمه الله در جای دیگر می فرماید: «ایام الله ایامی است که هیچ حکومت و سلطه ای نیست، مگر برای خدا، مثل روز مرگ، برزخ، روز قیامت و روز عذاب استیصال ...» . (3)

ایام الله در روایات

در روایات متعددی، به روز مرگ، قیامت و روز قیام حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - ایام الله اطلاق شده است.

از امام باقر علیه السلام چنین نقل شده است که فرمود:

«ایام الله، یوم یقوم القائم علیه السلام، و یوم الکرة، و یوم القیامة; (4)

ایام الله روز قیام حضرت مهدی موعود علیه السلام، روز رجعت و روز قیامت است.»

در تفسیر علی بن ابراهیم نیز روایتی بدین مضمون نقل شده، ولی به جای کلمه «الکرة » «یوم الموت » آمده است. (5)

ابن ابی الحدید می نویسد: «ایام الله، هم ایام «انعام » است و هم ایام «انتقام » تا بدین وسیله «رغبت » و «ترس » ایجاد شود» . (6)

22 بهمن نیز یکی از روزهایی است که خداوند متعال نعمت بزرگ پیروزی را به ملت به پاخاسته ایران اسلامی عطا فرمود و به فرموده امام امت از ایام الله گردید.

ملتی که سال های سال زیر چکمه های حکام جور و دژخیمان خودفروخته، آخرین نفس های حیات خود را می کشید، خداوند متعال با برانگیختن رهبری فرزانه و بی نظیر روح تازه ای در آن ها دمید و با حرکتی یک پارچه و پرخروش، با سلاح ایمان و رهبریت روح خدا در مقابل طاغوتیان تا دندان مسلح ایستادند و لطف بزرگ الهی و نعمت پیروزی را نصیب خود گردانیدند.

یادآوری ایام الله

«و لقد ارسلنا موسی بایاتنا ان اخرج قومک من الظلمات الی النور و ذکرهم بایام الله ..» . (7)

ما موسی را همراه با نشانه ها و آیه هایمان فرستادیم (و دستور دادیم) قوم خودت را از ظلمت ها به سوی «نور» بیرون آر، و آنان را به یاد ایام الله بینداز.» یادآوری روزهای بزرگ (اعم از روزهای پیروزی یا روزهای سخت) نقش مؤثری در بیداری و هوشیاری ملت ها دارد. بدین جهت امیرالمؤمنین علیه السلام در نامه ای به «قثم بن العباس » که کارگزار وی در مکه است چنین می نویسد: «برای مردم حج را بر پای دار، و آنان را به یاد «ایام الله » بینداز» . (8)

امام خمینی قدس سره می فرماید: «تذکر به «ایام الله » که خداوند متعال به آن امر فرموده است، انسان ساز است. قضایائی که در ایام الله رخ داده است، برای تاریخ و انسان ها در طول تاریخ آموزنده و بیدار کننده است. حوادث بزرگ تاریخ که قرآن مجید هم از بعضی از آن ها یاد کرده است، سرمشقی پربرکت برای ساختن جامعه ها و اشخاص و جامعه عصر ما که عصر انقلاب است و در کشور ایران که کشور انقلاب و شاهد بسیاری از حوادث بزرگ که باید آن ها را ایام الله محسوب کنیم و به ذکر آن ها و تذکر آن ایام بپردازیم که برای ملت قهرمان و مجاهدان سلحشور، درس انقلاب است » . (9)

در این آیه شریفه خداوند متعال، بعد از این که حضرت موسی علیه السلام را مامور می سازد تا ایام الله را یادآوری کند، یک نمونه از ایام الله; یعنی، روز نجات بنی اسرائیل از چنگال فرعونیان را یادآوری می فرماید:

«اذ انجاکم من آل فرعون »

با این که در تاریخ بنی اسرائیل، روزهای بزرگی که خداوند در پرتو هدایت حضرت موسی علیه السلام به آن ها نعمت های بزرگ عطا فرمود، فراوان بود، ولی ذکر «روز نجات » در این آیه، حاکی از اهمیت فوق العاده استقلال و آزادی از چنگال فرعونیان می باشد. (10)

روز 22 بهمن 57 نیز روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان، روز آشکار شدن نعمت بزرگ الهی; یعنی، استقلال و آزادی بود.

این مسلم است که هر ملتی تا از وابستگی ها نجات پیدا نکند و از چنگال اسارت و استثمار آزاد نشود، نمی تواند نبوغ و استعداد خود را آشکار سازد و در راه «الله » که راه مبارزه با هر گونه شرک و ظلم و بیدادگری است، گام نهد.

یادآوری 22 بهمن

یادآوری یوم الله 22 بهمن; یعنی، یادآوری رشادت ها و فداکاری ها و شهادت طلبی های ملتی منسجم و خداجوی و پیرو ولایت و رهبری که با ایثار خون خود ثابت کرد که «خون بر شمشیر و حق بر باطل پیروز است.» یادآوری 22 بهمن; یعنی، یادآوری تجلی حکومت الله در روی زمین، روزی که برنده ترین سلاح معنوی; یعنی، ایمان، پیروزی آفرید.

روزی که کلمه توحید در وحدت کلمه به دست آمد و در نتیجه اعتصام به «حبل الله » رژیم ستمشاهی دوهزار و پانصد ساله طاغوتیان به زباله دانی تاریخ سپرده شد و ثابت کرد آوای «الله اکبر» از رگبار «مسلسل » قوی تر و نیرومندتر است.

22 بهمن به ما آموخت که در مبارزه با دشمنان اسلام، فقط باید بر خدا تکیه داشت گرچه دست از سلاح تهی باشد. و وابستگی به شرق و غرب هرچند به سلاح های مدرن مجهز باشند، در برابر نیروی هماهنگ مردمی که با سلاح ایمان مبارزه می کنند، بی اثر است.

تداوم 22 بهمن

تداوم پیروزی ها، حاصل تداوم رمزهای پیروزی است. زیرا هرگز خداوند متعال نعمتی را که به قومی عطا فرمود، از آن ها باز پس نمی گیرد، مگر آن ها خود از نگهداری آن دست بر دارند.

«... ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...» ; (11)

«خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.»

«ان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم ...» ; (12)

«خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی دهد، جز آن که آن ها خودشان را تغییر دهند.»

پیروزی شکوهمند 22 بهمن 57، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- ایمان به خداوند متعال

2- رهبری روحانی متقی و فقیه آگاه; امام خمینی رحمه الله

3- اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت.

4- استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و ... بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود.

خداوند متعال می فرماید:

«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون » ; (13)

«به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که! نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.»

امام امت در وصیت نامه سیاسی الهی خود چنین نوشتند: «این انقلاب بزرگ که دست جهان خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید ... بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه (14) » می باشد.

مقام معظم رهبری، حضرت آیة الله العظمی خامنه ای، دامت برکاته در این باره چنین فرمودند: «اولا، روز 22 بهمن سال 1357 یک روز بریده از قبل نبود، آنچه در آن روز اتفاق افتاد محصولی بود از تلاش همه جانبه ای که در طول سال های متمادی قبل از آن انجام گرفته بود و این تلاش از سوی همه قشرهای این کشور بود.

ثانیا، آن چیزی که قشرهای کشور ما را به هم مربوط می کرد برای این مبارزه، ایمان اسلامی بود و لذا مبارزه در طول سال های پیش از 22 بهمن 57 در مسجدها و حسینیه ها و مجالس سخنرانی و در حوزه علمیه قم و بعضی دیگر از حوزه ها جلوه مخصوصی داشت، این ها در حقیقت کانون های اصلی مبارزه بود.

ثالثا، این مبارزه حول یک محور رهبری مشخص و قاطعی جریان داشت که در طول دوران تاریخ ما از بعد از اسلام تا این روزگار، ملت ما چنین رهبری به خود ندیده بود.

رابعا، مردم بر اثر آن ایمان و آن رهبری بر اثر آنچه شنیده بودند و معتقد شده بودند در صحنه مبارزه از همه امکاناتشان برای پیروزی بر دشمن استفاده کردند ... کسانی که در مبارزه بودند، حاضر بودند برای خود سختی و ناراحتی را قبول کنند و نیروی خود را صرف مبارزه کنند» . (15)

تا زمانی که ملت ایران همچون 22 بهمن 57، از خودخواهی ها و خودمحوری ها فاصله گرفته، دست در دست هم با همدلی و اتحاد در سایه ایمان و توکل به خداوند متعال به رهبری مقام معظم رهبری که برترین و بهترین شاگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی و مجری فرامین الهی امام امت می باشد، در راه به ثمر رساندن مقصد الهی انقلاب قدم بردارند و در این راه استقامت نموده، در مقابل دشمنان اسلام و ایران تا پای جان بایستند، و فریب نیرنگ های رنگارنگ آن ها را نخورده، مجذوب فرهنگ مبتذل آن ها نگردند، نعمت پیروزی انقلاب اسلامی پابرجا و مستدام خواهد بود و تمام توطئه ها و نقشه های شوم آن ها بر ضد جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران، نقش برآب می شود و حاصلی جز رنج و زبونی خودشان در پی نخواهد داشت و هر روز عزت و سرفرازی و بالندگی ایران اسلامی بیشتر آشکار خواهد شد.

اتحاد و همبستگی

همان گونه که بیان شد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران عوامل زیادی داشت، سخن گفتن پیرامون همه آن ها مجالی دیگر می طلبد. ما در این جا فقط به یکی از مهمترین آن ها اشاره می کنیم. و آن اتحاد و همبستگی همه اقشار ملت برای انجام مقصد الهی و مقدس انقلاب; یعنی، از بین بردن طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی برای تحقق حق و عدالت در جامعه بود.

هیچ کس تردید ندارد که اتحاد و همدلی معجزه می آفریند و بزرگترین موانع راه ترقی و پیشرفت را از سر راه بر می دارد. و قوی ترین دشمنان را نابود می سازد.

مورچگان را چو بود اتحاد

شیر ژیان را بدرانند پوست

خداوند متعال می فرماید:

«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» ; (16)

«به ریسمان الهی چنگ بزنید و هرگز از یکدیگر جدا نشوید و تفرقه نداشته باشید.»

«و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم » ; (17)

«اختلاف و کشمکش نکنید که سست می شوید و دولتتان از بین می رود.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

«و الزموا السواد الاعظم فان ید الله مع الجماعة و ایاکم و الفرقة! فان الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب ...; (18)

همگام با توده عظیم مردم (که پیرو سلطان عادل) هستند، باشید، زیرا دست (عنایت و کمک) خداوند با جماعت است و از جدائی و مخالفت بر حذر باشید. زیرا جدا شدن از جماعت (حق) طعمه شیطان شدن است چنانکه گوسفندی که از گله جدا شود، خوراک گرگ خواهد شد.»

و این اتحاد وقتی ثمربخش است که با همدلی همراه باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

«انه لا غناء فی کثرة عددکم مع قلة اجتماع قلوبکم ...; (19)

در زیادی تعداد شما بی نیازی نیست [و این زیادی تعداد ثمربخش نخواهد بود] در صورتی که اجتماع دل های شما اندک باشد.» بدین جهت امام امت قدس سره و رهبر معظم انقلاب همواره مردم را به وحدت کلمه دعوت کرده اند و آن ها را از تفرقه و جدایی برحذر داشتند.

اما سنت و روش فرعون ها و طاغوت ها در طول تاریخ این است که مردم را به دسته های مختلف تقسیم می کنند و بین آن ها اختلاف می اندازند و آن ها را به استضعاف می کشانند تا قدرت قیام و ایستادن در مقابل آن ها را نداشته باشند و آن ها بتوانند سلطه ظالمانه خود را بر مردم حفظ کنند.

خداوند متعال می فرماید:

«ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم ...» ; (20)

«فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم نمود، گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشاند ... .»

فرعون برای استحکام بخشیدن به سلطه اش چند اقدام کرد، که مهم ترین آن، این بود که مردم مصر را دو دسته کرد: به دسته اول; یعنی، قبطیان که بومیان و درباریان فرعون بودند، تمام وسایل رفاهی و کاخ ها و ثروت ها را می داد.

ولی دسته دوم که «سبطیان » یعنی، مهاجران بنی اسرائیل بودند و آن ها را به صورت بردگان و کنیزان خود درآورده بودند، فقر و محرومیت سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و سخت ترین کارها بر دوش این ها بود.

باید توجه داشت که این سنت وحشتناک، مخصوص فرعون در زمان حضرت موسی علیه السلام نبود، بلکه همه طاغوتیان از این روش و تز «تفرقه بینداز و حکومت کن » سالیان درازی بر توده های مردم حکومت کرده اند.

از امام زین العابدین علیه السلام چنین نقل شده است که فرمود:

«و الذی بعث محمدا بالحق بشیرا و نذیرا، ان الابرار منا اهل البیت و شیعتهم بمنزلة موسی و شیعته، و ان عدونا و اشیاعهم بمنزلة فرعون و اشیاعه; (21)

سوگند به آن کسی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله را به حق بشیر و نذیر مبعوث گردانید، ابرار و خوبان از ما اهل بیت و شیعیانشان به منزله موسی و شیعه او می باشند و دشمنان ما و پیروان آن ها به منزله فرعون و پیروان او می باشند.» پس باید بیدار بود تا دوباره دشمنان سیلی خورده اسلام با استفاده از این روش بین مردم ایران اختلاف ایجاد نکنند و راه نفوذ و سلطه آن ها باز نشود.

پدید آورنده : احمد محیطی اردکانی



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 22 بهمن 1390برچسب:, :: 5:0 :: توسط : The M.F

 

جشن شب یلدا یک جشن کاملا زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند .یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه ای بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر .این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند .چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آنرا چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است آنگاه چله کوچک فرا میرسد که از دهم بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود .چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن می باشد تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر می باشد زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگیشان بر کشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضاد های طبیعت خو داشتند و بر اثر تجربه و گذشت  زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار  ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را بر اساس آن تنظیم می کردند و بتدریج دریافتند که کوتاهترین روزها  آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شبها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاهتر می شود .  اقوام قدیم  آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصا ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.در این شب آتش بر می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و هم چنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد .چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند . در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره ای که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است  می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند . این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند . و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ  و نور و آتش می گذراندندتا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد .سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.در ادبیات پارسی نیز شعرا زلف یار و همچنین روزهای هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه می کنند

 

روز رویش چو بر انداخت نقاب از سر زلف           گویی از روز قیامت شب یلدا بر خاست

 

بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد          که بگرفت این شب یلدا ملال از پر و نیم

 

نظر به  روی  تو  هر  بامداد   نوروزیست            شب فراق تو هر گه که هست یلدا ایست

 

امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند .شب چله بر تمامی دوستان و هم میهنان عزیز فرخنده باد .همیشه شاد باشید و اهورایی.

پاینده ایران

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 30 آذر 1390برچسب:, :: 5:0 :: توسط : The M.F

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که برتران را در ایران برتری داد .

سخنرانی استاد رائفی پور در باره ی ایران و نقش آن در بیداری اسلامی


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 19 آذر 1390برچسب:, :: 21:41 :: توسط : The M.F

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که ایران را از شر اهریمن دور ساخت .

هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا چگونه به دست ایران افتاد + فیلم

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) بدست نیروهای مسلح ایران را تشریح کرد .

به گزارش مشرق ؛ سردار سرتیپ پاسدار امیر علی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا و فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت و گویی با تشریح چگونگی کنترل هواپیمای پیشرفته جاسوسی امریکا توسط نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که اخیرا با اطلاعات جمع آوری شده و مراقبت های دقیق الکتریکی مشخص شد این هواپیما قصد نفوذ و جاسوسی بر فراز کشورمان را دارد که پس از ورود این هواپیما به فضای شرق کشور ، این هواپیما در کمین گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفت و با حداقل خسارت در ایران به زمین نشانده شد .

وی در ادامه داد : طول دو بال این هواپیما حدود 26 متر ، طول بدنه چهار و نیم متر و ارتفاع آن یک متر و 84 سانتی متر است و دارای سیستم های پیشرفته جمع آوری اطلاعات در ابعاد الکترونیکی ، تصویری و مخابراتی و سامانه های راداری مختلف است .

فرمانده نیروی هوافضا سپاه افزود : این هواپیما از جهت نوع ساخت و پوشش ، رادار گریز طراحی شده و از حیث فناوری آخرین نمونه هواپیماهای پیشرفته ای است که آمریکا مورد استفاده قرار می دهد .

سردار حاجی زاده با بیان این که فناوری به کار رفته در این هواپیما قبلا در هواپیماهای B2 و F35 نیز استفاده شده است ، افزود : هدایت این هواپیما توسط ماهواره و همچنین ایستگاه های زمینی در افغانستان و آمریکا صورت می پذیرد .

فرمانده نیروی هوافضا سپاه افزود : کارشناسان و متخصصان نظامی نظامی به خوبی واقفند که این هواپیما چه اطلاعات تکنولوژیکی ذی قیمتی با خود دارد .

بر اساس خبر های دریافتی بخشی از تصاویر ویژه هواپیمایی پیشرفته و جاسوسی بودن سرنشین آمریکایی که پس از تجاوز به خاک ایران به دست نیروهای مسلح به زمین نشانده شده است .

لینک دانلود فیلم هواپیمای جاسوسی

چو ایران نباشد تن من مباد

The M.F

منبع : سایت جنبش مصاف (استاد رائفی پور )


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 19 آذر 1390برچسب:, :: 21:37 :: توسط : The M.F

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدای ذوالقرنین

با سلام و درود خدمت دوستان عزیز و گرامی

به احتمال قوی واژه ی ذوالقرنین برای بیشتر شما دوستان واژه ای آشنا می باشد . نام او در کتاب مقدس مسلمانان « قرآن کریم » آمده ولی اشاره ی مستقیمی به نام وی ندارد که این خود به وجود آورنده ی ابهاماتی شد .

نام این شخصیت بزرگوار در آیات 83 تا 97 سوره ی کهف آمده است که بر مهاجرت شخص پاکدامن و نیکو و یگانه پرست برای گسترش عدل و صلح می باشد ؛ با اقوامی در گیر و از ایشان پیروزی حاصل می آید به غرب و شرق زمین می رود و برای صلح می کوشد . سدی بین قومی فاسد و انسان ها ی عادی که فقط زبان ذوالقرنین را می فهمند و این صد تا روز قیامت پایدار خواهد بود .

وسیله ی سفری دارد . با آن به سرعت جابه جا می شود .

عالمان و بزرگان حدیث های بسیاری در باره ی کیستی او مطرح می کنند و به هر روش ممکن از او دفاع می کنند حتی با تحریف شخصیتی و تاریخی .

احتمالا در جریان سخنرانی استاد بزرگ جناب آقای رائفی پور دربارهی حقیقت ذوالقرنین در 26/آبان/90 در لانه ی جاسوسی سابق بوده اید و کمابیش سخنان گرانقدر ایشان را شنیده اید .

من نیز مانند شما علاقمند ایشان می باشم و تا حد توان سخنرانی ها ی ایشان را دنبال می کنم .

در این روز ایشان در محل ذکر شده همایشی برگزار کرده و درباره ی حقیقت ذوالقرنین سخنرانی فرموده اند .

لینک های زیر لینک مستقیم (صوتی) ایشان می باشد .

لینک صوتی اول

لینک صوتی دوم

« منبع لینک ها Anti 666 »

ایشان ابتدا پس از تلاوت آیات نورانی قرآن و سوره ی کهف (آیات ذکر شده) شروع به مقایسه ی آن با افراد ذکر شده در تاریخ می باشد که من برای طولانی تر نشدن مطلب آن را به خود شما واگذار می کنم . ولی عمده اختلاف بین چند پادشاه بزرگ در تاریخ می باشد .

1- اسکندر مقدونی : دکتر رائفی پور پس از صحبت درباره ی ویژگی های ذوالقرنین قرآن و اسکندر مقدونی و تناقضاتی که در وی دیده می شود نظریه ی یکسان بودن ذوالقرنین و اسکندر مقدونی را با قاطعیت رد کرد . که یکی از ویژگی ها یگانه پرست بودن و دیگری مهربان بودن بود که کاملا این موضوع را رد می کند .

تاریخچه ی نسبت ذوالقرنین به اسکندر مقدونی به زمان تازیان ( عرب ها ) باز می گردد که با الهام گرفتن از Alexander Romans (داستان های اسکندر ) شروع شد و برای توجیح رفتار و کردار ناپسند او بسیاری از بدی های وی را نگفته و تحریف می کردند .

« پس اسکندر قطعا ذوالقرنین نبود .»

در این میان نام چند تن از پادشاهان یمن و یا چین که احتمال ذوالقرنین بودن آن ها بود به طور کلی رد و تکذیب شد .

و در پایان شخصیت های تاریخ به نام مقدس کوروش دوم (کوروش کبیر ) رسیدیم .

هرچند در ایران اشخاصی چون داریوش کبیر و حتی خشایارشا (فرزند داریوش کبیر ) برای ذوالقرنین بودن مورد بحث قرار گرفته اند اما از حق نگذریم دارای این ویژگی ها و نشانی ها نبودند هر چند انسان های بزرگواری بودند .

2- کوروش دوم (کوروش بزرگ) : همان طور که گفته شد استاد رائفی پور در پایان شخصیت های احتمالی تاریخ که منصوب به ذوالقرنین می باشد به نام کوروش کبیر رسیدند .

مقایسه ای با احوال ذوالقرنین و کوروش کبیر انجام شد هر چند در پایان مخالفان کوروش بزرگ برای رد کردن وی از ذوالقرنین بودن ادعاهایی مطرح کرده اند اما این استاد گرانقدر به بسیاری از آنان پاسخ قانع کننده داد جز برخی موارد که این خود مقدمه ی بحث اصلی می باشد .

سفر های ذوالقرنین قرآن ابتدا به غرب و سپس به شرق زمین با لشکر کشی های کوروش کبیر تطابق عجیبی دارد . ابتدا حمله به لیدی ( در غرب ) و سپس حمله هایی به نواحی شرقی و سپس حمله به شمال و ساخت سدی قوی از آهن و مس مذاب که آثار سد و نام رودی که در آن حوالی وجود دارد (سایروس ریور ) باقی مانده است .

همان طور که می دانید تاج کوروش کبیر به صورت نمادین از دو شاخ بهره می برد . حضرت دانیال نبی (ع) او را در خواب دیده و جبرئیل امین از او به عنوان پادشاه پارسی یاد کرده ؛ در کتاب های مقدس یهودیان وی منجی آنان از طرف خدا معرفی شده و با خدا سخن گفته و خداوند سخنان ایشان را در کتاب مقدس آورده اند . درباره ی رئوف و انسان کامل بودن وی مورخین «یونانی» مانند هردوت و گزنفون شهادت داده اند و او را دادگر معرفی کرده اند .

و اما مخالفان وی چه می گویند ؟

1- او (کوروش کبیر ) موحد و یگانه پرست نبود .

در جواب به این سوال که شاید برای شما هم جالب باشد تا این حد کافیست که شاهان و بزرگان ایرانی (حتی در زمان پیشدادیان ) به لطف خدا دارای فر ایزدی بوده و همواره به خاطر این لطف خدا همیشه شکر گزار اویند و ایرانیان همواره یگانه پرست بوده و هستند و خواهند بود . و استاد گرامی در جواب این مخالفان فرمودند : که وی فقط آزادی عمل به آن ها داده و آنان را در انتخاب خدا آزاد گذاشته اند که احتمال تحریف در این مورد وجود دارد ؛ چرا که آنان به پیامبران قوم خود رحم نمی کردند چه رسد به پادشاهی که از آنان نباشد . گر چه این داستان بسیار به داستان حضرت یوسف شبیه است ؛ زیرا که ایشان در ابتدا با بت ها به ظاهر کاری نداشته و مردم به خودی خود جلب ایشان می شدند .

2- سد ذوالقرنین قرار بود تا قیامت پا بر جا باشد در حالی که امروزه فقط آثاری از آن باقی مانده : استاد بزرگ پاسخ به این سوال را به بعد موکول کرد که پاسخی بسیار جالب می باشد.

3- و معدود اشکالات مخالفان و پاسخ های شیرین و جذاب استاد بزرگ در سخنرانی ایراد شد .

در پایان همه ی این ها به این نکته تقریبی رسیدیم که احتمالا ذوالقرنین بودن کوروش کبیر بسیار قوی و قریب به وقوع می باشد . به طوری که استاد بزرگ به آنانی که علاقه ای به ادامه ی بحث نداشته اند فرمود که ذوالقرنین همان کوروش کبیر ، پادشاه ایران می باشد . پس در مورد ذوالقرنین بودن ایشان شکی نیست .

اما کسانی که طالب دانستن بیشری هستند .

1- ذوالقرنین که در قرآن به آن اشاره شده است اختیارات و قدرت های بسیار و خدادادی دارد که حتی در پیامبران بزرگی چون سلیمان (ع) ، داودو (ع) و یا سایر پیامبران بزرگ این قدرت ها یا وجود ندارد یا بسیار محدود است .

2- «قرن» در زبان تازی چند معنا دارد که از مهم ترن آن ها می توان به شاخ و یا امت اشاره کرد . در سایر سوره های قرآن هر گاه واژه ی قرن استفاده شده است به معنای «امت» استفاده شده است .

3- قرآن با استفاده از حرف «سـ» اشاره ای به آینده می کند . در حالی که ذوالقرنین در پیش از اسلام بوده .

4- طبق روایات در آخر الزمان اقوام یجوج و مجوج دوباره و به دستور شیطان دوباره علیه بشریت اقدام خواهند کرد .

5- ذوالقرنین فرد الهی می باشد شکی نیست .

این ذوالقرنین که می تواند باشد ؟

حضرت مهدی (عج) ذوالقرنین و منجی موعود می باشد .

این استاد بزرگ برای اثبات این ادعا سری به احادیث و روایات زد و موارد زیر حاصل شد .

سوره ی کهف آیات ذکر شده در باره ی ذوالقرنین تنها آیاتی هستند که ابتدا از غروب و سپس از طلوع آفتاب سخن به میان آورده است . و ما در احادیث بسیار داریم که حضرت مهدی (عج) «خورشید » پشت ابر در زمان غیبت می باشد .

بند نخست : همان طور که می دانید مقام امامت بالاتر از مقام پیامبری می باشد و حضرت مهدی (عج) نیز امام دوازدهم ما شیعیان می باشد و به تبع آن اختیارات بیشتری در توان دارند .

بند دوم : همان طور که گفته شد قرن به معنای امت نیز استفاده شده است و حضرت مهدی (عج) نیز دو امت پیش از ظهور و بعد از آن را به طور کامل درک می کنند .

بند سوم : در قرآنی که ما مسلمانان به ایجاز آن ایمان داریم از حرف «سـ» (آینده ساز ) استفاده شده که خبر از آینده می دهد.

همان طور که گفته شد قوم یجوج و مجوج تحت امر شیطان علیه بشریت اقدام می کنند که فقط به دست مبارک حضرت قائم (عج) می باشد که می توان آنان را از مردم ستم دیده جدا کرد (به وسیله ی سد )

بند پنجم : در بند چهارم صحبت از سدی محکم که تا قیامت پایدار خواهد ماند ، می باشد . این سد از تکه های آهن که با مس مذاب کنار هم مانده اند ساخته شده است . همان طور که می دانید آهن را خدا به تسخیر حضرت داوود و مس را به تسخیر حضرت سلیمان در آورد . آهن نماد قدرت و برتری و مس نماد هدایت می باشد . ما در اسلام از هر دوی این موارد استفاده می کنیم . «آهن و مس را به عنوان ثقلین می دانیم» که هردوی آن ها در کنار هم می تواند بشر را از گمراهی نجات داده و هیچ شیطان و نیروهای اهریمنی توانایی نفوذ در آن را ندارد . طبق روایات (ثقلین در حوض کوثر (در قیامت) به پیامبر اکرم ملحق خواهند شد .) یعنی پابر جایی این سد محکم الهی تا روز قیامت .

بند ششم : و در این که حضرت مهدی (عج) فردی پاک و الهی و خاندان او نیز همچنین خاندانی الهی بوده اند هیچ اختلافی بین هیچ دین الهی و غیر الهی وجود ندارد . و شکی در آن نیست .

پس قطعا ذوالقرنینآینده حضرت قائم خاندان محمد رسول الله (ص) می باشد .

اما چند سوال :

1- پس کوروش کبیر چه می شود ؟ ما که به مخالفات پاسخی خوب دادیم .

2- در برخی احادیث که از امام علی ذکر شده ذوالقرنین پیامبر الهی بوده و از جانب او این ماموریت ها را انجام دارد ؟ و در حدیثی از امام کاظم (ع) نیز ذوالقرنین انسانی صالح مطرح شده است . در حالی که بعد از پیامبر خاتم پیامبر دیگری نخواهد آمد . پس یا سخن امام علی (ع) درست نمی باشد .(غیر ممکن ) و یا سخن حضرت کاظم (ع) (غیر ممکن ) . حتی ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) نیز سوال می رود .

3- در برخی احادیث و روایات از بادی اسم برده شده است که ذوالقرنین باد آرام و بدون رعد را بر گزید چرا که خدا باد تند را برای قائم ما ذخیره کرده است .

توجه داشته باشید که این پاسخ ها کاملا شخصی می باشد و اینجانب منتظر پند ها و نظرات شما هستم .

برای پاسخ به پرسش نخست من مثالی تاریخی که از زبان این استاد بزرگوار بیان شده را یاد آوری می کنم . و آن هم این است که همان که می دانید عدل حضرت مهدی (عج) در زمان حضرت داوود نبی (ع) به صورت کمی محدود تر برگذار  شده است پس احتمال این که کوروش کبیر ذوالقرنین و حتی با امکانات محدودتری نسبت به ذوالقرنین آخر الزمان باشد کاملا طبیعی می باشد . و این خود ممکن است گواهی برای اثبات ذوالقرنین بودن کوروش کبیر باشد .

پاسخ سوال دوم : با احتمال فوق العاده قوی که برای پاسخ بند نخست بیان شد تقریبا می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو شخصیت در تاریخ می باشد یکی محدود تر توسط کوروش کبیر و دیگری با اختیارات تام توسط حضرت مهدی (عج) . پس می توان حدیث حضرت علی (ع) را به کوروش کبیر نسبت داد و حدیث امام کاظم را به حضرت مهدی (عج) که کاملا باهم تطابق دارد . در این صورت ابهام پیامبر بودن کوروش کبیر نیز رفع می شد .

پاسخ سوال سوم : این سوال خود بیانگر این است که ذوالقرنین قبل از حضرت مهدی (عج) می باشد و ما نیز ذوالقرنین بودن حضرت مهدی (عج) را اثبات کردیم . پس با جمع بندی این پاسخ و سوال می توان نتیجه گرفت که ذوالقرنین لقب دو شخصیت در تاریخ «گذشته (محدود تر ) و آینده (با اختیارات تام ) »  می باشند . و با توجه به مثال مطرح شده در پاسخ پرسش نخست و مثال های بسیار از پیامبران گوناگون این امر کاملا طبیعی و عادی جلوه می کند . پس برای جمع بندی کلی می توان ادعا کرد که ذوالقرنین تاریخی پیامبر الهی بوده و اختیارات محدودی نسبت به امام خواهد داشت که فقط با شخصیت مبارک کوروش کبیر تطابق دارد و ذوالقرنین آینده که خدا از احوال وی آگاهی کامل دارد وقتی دارای قدرتی الهی و باد تند و اختیار کامل کنترل انسان می باشد حضرت بقیه الله (عج) مهدی موعود می باشد .

برای سلامتی و تعجیل در ظهور ذوالقرنین آینده صلواتی بفرستید .

چو ایران نباشد تن من مباد .

The M.F

 


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 29 آبان 1390برچسب:, :: 5:0 :: توسط : The M.F

 آبان ماه مطابق با بیست و نهم اكتبر روز جهانی كوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است كه از دیر باز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامی می دارند و رعایت می كنند .       
این روز به مناسبت تكمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (اكتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی كوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود كه نخستین سنگ بنای یك دولت مشترك المنافع جهانی و هر سازمان بین المللی بشمار می آید.


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 8 آبان 1390برچسب:, :: 5:0 :: توسط : The M.F

 

چگونه بدانیم کدام واژه ریشه عربی و کدام  ریشه فارسی دارد؟

از میان 32 حرف الفبای فارسی برخی حروف تنها ویژه واژه های عربی است.

حرف (ث) : هر واژه ای که دارای  ث  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد . جز (کیومرث: مرد دانا یا گاو مرد)، (تـَهمورث : دارنده ی سگ نر قوی ) و واژگان لاتین مانند بلوتوث یا نام هایی مانند ادوارد ثورندایک و ... که بسی آشکار است نام های لاتین هستند نه عربی یا فارسی.

حرف (ح):هر واژه ای که دارای حرف  ح  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد.غیر از کلمه ی حوله که درست آن هوله است وبه گمان نزدیک به یقین ریشه ی ترکی دارد و به معنی (پُرزدار ) است .  عرب به هوله (حوله) می گوید : مِنشَفة در سعودی / خاولی یا خاولیة و بَشکیر در عراق / بِشکیر  یا فوطة در سوریه .واژه حول و حوش هم به گمان بسیار فارسی و درست آن هول و هوش است . کردهای فهلوی یا فَیلی هنوز به خانه می گویند هاوش که با house  در انگلیسی همانندی دارد.

حرف (ذ): هرچند در فارسی کهن تلفظ این حرف مانند تلفظ عربی آن وجود داشته اما امروزه دیگر هیچ ایرانی ای ذال را ذال تلفظ نمی کند بلکه  زاء تلفظ می نماید .بیش از 95% واژه های دارای ذال ریشه ی عربی دارند مگر واژه هایی مانند گذر ، گذراندن ، گذشتن ، پذیرش ، پذیرفتن ، آذین، گنبذ (امروزه گنبد خوانده می شود.)ذانستن

( که امروزه دانستن تلفظ می شود). اما کردها ، لَکها و برخی دیگر از اقوام ایرانی  ذانستن را زانستن تلفظ می کنند. مانند تالشی ها که به (می دانم) می گویند

( زُنُـمzonom  ) و کردها می گویند ( اَزانِـم  یا  زانِـم یا مَزانِم یا دَزانِم )

 

حرف(ص) : هر کلمه ای که  صاد دارد بی شک عربی است مگر عدد شصت و عدد صد که عمداً غلط نوشته شده اند تا با انگشت شست و سد روی رودخانه اشتباه نشوند.

صندلی نیز بی جهت با صاد نوشته شده و البته عربی شده ی چَندَل است. عرب به صندلی می گوید کُرسی ، مَقعَد و در گویش محلی عراق و سوریه اِسکَملی .

صابون هم در اصل واژه ای فارسی است و درست آن سابون است و این واژه از فارسی به بیشتر زبانهای جهان رفته مثلاً soap در انگلیسی همان سابون است . ما سابون را به صورت معرَّب صابون با صاد می نویسیم.اصفهان نیز معرّب یعنی عربی شده ی اَسپَدانـه یا سپاهان است.

حروف( ض/ظ /ع) :بدون استثنا تنها ویژه واژه های دارای ریشه ی عربی است و در فارسی چنین مخارجی از حروف وجود ندارد .  به ویژه ضاد تا جایی که عرب ها به الناطقین بالضاد معروفند زیرا این مخرج ویژه عرب است نه دیگر مردمان نژاد سامی.

حرف(ط): جنجالی ترین حرف در املای کلمات است . مخرج طاء تنها ویژه واژه های عربی است و در فارسی ط نداریم و واژه هایی که با  ط  نوشته می شوند یا عربی اند و یا اگر عربی نیستند غلط املایی هستند . مانند طهران ،طالش، اصطهبان ، طوس که خوشبختانه امروزه دیگر کسی تهران ،تالش ، استهبان و توس را دیگر نادرست نمی نویسد. اما بلیت واژه ای فرانسوی است . تایر tire واژه ای انگلیسی است . اتاق مغولی است . تپش فارسی است و دلیلی ندارد که آن ها را نادرست بنویسیم و امروزه دیگر این واژه ها را درست می نویسند مگر کسانی که با ریشه واژه ها آشنا نیستند.

حرف( ق):نیز در مرتبه دوم حروف جنجالی است . در فارسی قاف نداریم  غ  داریم . قاف ویژه واژه های عربی در 90 درصد موارد است واژه های  عربی دارای ریشه ی اغلب سه حرفی و دارای وزن و هم خانواده اند مانند: قاسم ، تقسیم ، مقسِّم ، انقسام ، قَسَم ، قسمت ، اقسام ، مقسوم ، قسّام ، منقسم و تشخیص واژه ی عربی الاصل دارای قاف کار ساده ای است . اما دیگر کلمات قاف دار یا ترکی اند و یا مغولی . مانند قره قروت: کشک سیاه / قره قویونلو : صاحبان گوسفند سیاه/ قره گوزلو: دارنده ی چشم سیاه / قزل آلا : ماهی طلایی

کلماتی مانند آقا ،قلدر ، قرمساق  نیز مغولی اند.  کلمه قوری نیز روسی است اصلاً قوری ،کتری ، سماور ، استکان همه واژه های روسی اند و اینها زمان قاجاریه و در دوره صدارت اعظمی امیر کبیر وارد ایران شدند . کلماتی مانند قند و قهرمان و قباد معرب  کند کهرمان و کَواذ هستند همان گونه که کرماشان یا کرمانشاه را عرب قرماسان یا قَرمسین تلفظ می کرده اما امروزه ما ایرانیان کرمانشاه یا کرماشان را قرماسان یا قرمسین تلفظ نمی کنیم  اما کواذ را قباد می گوییم و این تأثیر زبان عربی بر فارسی است.

حروف چهارگانه ( گ /چ/ پ / ژ)  : نیز در عربی فصیح یعنی نوشتاری وجود ندارد. و هر کلمه ای که دارای یکی از این چهار حرف است حتماً عربی نیست و به احتمال بسیار ریشه ی فارسی دارد . مانند منیژه ، مژگان ، ژاله ،پروین ، پرنده ، گیو، گودرز ،منوچهر ، پریچهر  و ... البته اغلب چنین است و موارد اندکی نیز امکان دارد از دیگر زبانها باشد مانند پینگ پونگ که چینی است . یا چاخان و خپل که مغولی اند . اشتباه نکنید چاخان ترکی نیست . مغولی است زیرا در ترکی به دروغ  می گویند  یالان .یا پارتی partyکلمه ای انگلیسی است و  آپارتمان واژه ای فرانسوی است.

شاید بپرسید پس سایر حروف مانند  الف ب ت ج د ر ز س ش ف ک ل م ن و ه ی  چگونه هستند ؟ پاسخ شما این است که اینها حروف مشترک در سراسر زبانهای جهان است . هرچند برخی اقوام بعضی حروف را ندارند و به گونه دیگر ادا می کنند . مانند حرف   ر  که در فرانسه   غ گفته می شود  و یا همین  ر   در چین  ل   خوانده می شود .


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1390برچسب:, :: 21:1 :: توسط : The M.F

 

جایگاه زن در ایران باستان

زن در اوستا و همچنین در زبان سانسکرت به لقب «ریته‌سیه‌بانو» یا «اَشَه‌بانو» خوانده شده، که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی است. امروز واژه نخستین در زبان پارسی حذف شده و فقط بانو که، به معنی فروغ و روشنایی است برای زنان به کار می‌‌بریم. باز واژه مادر در اوستا و سنسکرت «ماتری» است که به معنی پرورش دهنده می‌‌باشد و خواهر را «سواسری» یعنی وجود مقدس و خیرخواه می‌‌نامد و زن شوهردار به صفت «نمانوپنتی» یا نگهبان خانه، نامزد شده است.

زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و ارجمند داشته است. مهریکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر آن نیز وجود دارد. اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد. زن ایرانی در دوره هخامنشیان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده است. این را کشف سنگ‌نبشته‌های گلی در تخت جمشید به اثبات می‌‌رساند. جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با حقوق داشته‌اند و همچنین پس از زایمان به آنان پاداش‌های گران بها نیر داده می‌‌شد. در برخی از سنگ نبشته‌ها شاهد آن هستیم که مردان در خدمت زنان کار می‌کنند و ریاست کارها به زنان است و نیز می‌‌بینیم که زنانی معرفی شده‌اند که املاک وسیع و کارگاه‌های بزرگی داشته‌اند، همچنین زنان دوره هخامنشی می‌‌توانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و دارایی‌های خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.

در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری می‌‌کرد. بنابرنوشته کتاب نیرنگستان پهلوی، زنان می‌‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با مردان شرکت کننده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی می‌‌توانستند درا وقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند. در فروردین یشت و دیگریشت‌ها و همچنین شاهنامه و دیگرحماسه‌های باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زنده و روانان جاوید، درآمده‌اند نام برده شده و برروان فرهمند آنان درود فرستاده می‌شود. در ایران باستان زنان همچون مردان می‌‌توانستند فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی سپاهیان را بر عهده بگیرند (مانند: بانو آرتمیس که فرمانده سپاهیان ایران در برابر یونانیان بود، و گردآفرید که مرزدار ایران بود و در برابر سهراب صف آرایی کرد).

زیبایی تمدن ایران و فرهنگ انسانی اش در اینجا بیشترآشکار می‌شود که زنی ایرانی دارای شخصیت حقوقی و برابر با مردان بوده و می‌‌توانسته به شغل وکالت دادگستری بپردازد و حتی بر مسند قضاوت بنشیند. بنابه گفته کتاب هزار دستان (هزار ماده قانون) زنان دانشمند و باسواد به پیشه قضاوت مشغول بوده اند. این زیبایی تمدن دیدن چهره‌هایی درخشان از زنان ایرانی که بر جایگاه والای شاهنشاهی ایران تکیه زده‌اند نمایان تر می‌شود. چهره‌هایی همچون «هما»، «آذرمیدخت»، «پوراندخت»، «دنیاک» و نیز چهره‌هایی مشهوری که فرماندهی سپاهیان ایرانی را بر عهده داشته‌اند: همچون آرتمیس، کردیه، بانوگشسب، گردآفرید و... نیز زنان سیاستمدار و دانشمندی که به تنهایی و یا دوش به دوش مردان خود ایستادند و از این سرزمین پاسداری کردند، زنانی چون: آتوسا (همسرکورش بزرگ)، شهربانو استر، شهربانو موزا، پروشات، آتوسا (همسرسیاستمدارو هوشمند اردشیر دوم)، پانته‌آ، کتایون، سیندخت، فرنگیس، فرانک، شیرین، منیژه، ارنواز، شهرناز، رودابه، تهمینه، دوغدو، پورچیستا (چیستا دخترکوچک آشوزرتشت).


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 15 مهر 1390برچسب:, :: 20:57 :: توسط : The M.F

 

به نام خدایی که برتران را بر ایران برتری داد .

سلام و درود  به دوستان و ایران دوستان

یکی از دوستان  عزیز در این تارنما زحمت کشیده اند و لینک تصویری 360 درجه از مقبره ی کوروش کبیر رو پیدا کرده اند و امر فرموده اند که ما نیز آن را در تارنمای خود قرار دهیم . ما هم اطاعت امر میکنیم و برای سایر دوستان این عکس چرخشی و سه بعدی قشنگ از مقبره کوروش رو قرار میدیم .

لینک تصویر ۳۶۰ درجه از آرامگاه کوروش


حتما خوشتون می یاد.

 

چو ایران نباشد تن من مباد .


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 1 مهر 1390برچسب:, :: 20:52 :: توسط : The M.F

 

جشن میتراکاما و سال نو هخامنشی بر تمامی دوستاران این دوره ی طلایی از حکومت ایران بزرگ بر تمامی ایرانیان مبارک باد . باشد تا رهرو راه خوبان باشیم .


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 1 مهر 1390برچسب:, :: 5:0 :: توسط : The M.F
درباره تارنما
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و درود فراوان. این تارنما صرفا برای یاد آوری گذشته ی گهر بار ایران اسلامی می باشد . تاریخ و تمدنی که باعث افتخار ایرانیان شده است . ایرانیانی که در عصر جاهلیت دنیا یگانه پرست بودند . این دلیلی بر نژاد پرستی و تعصبات نژادی نیست بلکه به عنوان هم میهن تاریخ کشورمان را تحسین می کنیم. در این تارنما هیچ گونه هدف سیاسی یا تبلیغی نداشته و نخواهیم داشت . هم چنین به این اعتقاد راسخیم که برای نشان دادن سربلندی ایران عزیز هیچ نیازی به زیر پا گذاشتن ادب و همچنین توهین به اقلیت ها ی قومی در سرتاسر دنیا به ویژه در ایران اسلامی نمی باشد . پس از دوستان گرامی درخواست می کنم اگر مواردی غیر از موارد ذکر شده را در این تارنما مشاهده نمودند ، به این جانب اطلاع دهند . چو ایران نباشد تن من مباد . The M.F
واپسین پست ها
نگارندگان
دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا تارنمای این جانب را را با عنوان کوروش کبیر «پیامبر الهی» به آدرس the-great-cyrus.mihanblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 109
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 118
بازدید ماه : 118
بازدید کل : 5206
تعداد مطالب : 179
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1